بیایید چهل روز فروشنده نباشیم

از امام جوادعلیه السلام سوال شد:

ما لِمَوالیکم فی مُوالاتِکم؟
چه فایده و آثاری برای دوستان شما در دوست داشتن شما می
باشد؟ آن حضرت​ در پاسخ ​داستانی را از جد بزرگوارشان
 ​ ​
حضرت امام صادق​ علیه السلام
 ​ ​
بیان فرمودند
​:​
مردی ثروتمند از خراسان به قصد دیدار حضرت امام صادق
​ ​
علیه السلام راهی مدینه منوره شد. وقتی​ رسید. دق الباب کرد. خادم حضرت جواب داد: حضرت منزل 
​نمی ​
باشند. پس عازم مسجد
 ​ ​
شد. مرد خراسانی به در مسجد که رسید، ​ دید جوانی به حالت انتظار و آماده ایستاده و قاطری هم بدون راکب در کنار او می باشد. مرد خراسانی از این جوان جویای حال حضرت شد. آن جوان جواب داد:
 ​ ​
حضرت در مسجد مشغول عبادت
​ ​
 ​
هستند
​ ​
و من غلام
 ​ ​
آ​ن ​حضرت
 ​ ​
هستم.
مرد خراسانی خواست از این فرصت استفاده کند پس رو به
 ​ ​
غلام کرده و گفت: من ثروت زیادی دارم و حاضرم همه آن
 ​ ​
را در اختیار شما قرار دهم و در مقابل 
​شما​ 
 منصب خود را (غلامی) به من واگذار کنید و من غلام حضرت باشم.
غلام گفت:
​ ​
من باید این مسئله را از امام خود سوال کنم.
به مسجد رفته و در حالی
 ​
که از طرح مسئله خجالت می کشید با حالت خاصی از امام سوال کرد:
​آیا شما از خیری که برای من پیش آید ممانعت می کنید؟
حضرت فرمود​
 ​
ند: ما خود خیرخواه شما می باشیم پس چگونه مانع خیر به سوی شما باشیم؟
آنگاه غلام اصل جریان را مطرح نمود. حضرت فرمودند:
مانعی ندارد، اگر از اینکه پیش ما هستی، خسته شد
ی می
 ​ ​
توانی پیشنهاد مرد خراسانی را بپذیری.
غلام خداحافظی کرد و
​ ​
به نزدیک درب مسجد رفت.
آمد که از مسجد خارج شود
​ ​
حضرت او را صدا زده و فرمودند: بخاطر سابقه کاری که پیش ما داری تو را موعظه ای می کنم:​
روز قیامت که فرا رسد نوری از طرف خداوند بسوی محشر ظاهر می شود و جد ما رسول خدا
​ ​
صلی الله علیه و آله به طرف آن نور حرکت می نمایند و نیز جدم علی بن ابیطالب و سایر امامان
 ​ ​
علیهم السلام
 ​ ​
پشت سر ایشان قرار می گیرند. آنگاه شیعیان و دوستان ما پشت سر آن
 ​ ​
ها قرار
​ ​
می گیرند، ما هر جا رفتیم آنها را نیز می بریم و در جایگاه خود قرار خواهیم داد.

غلام فکری کرده و گفت: من می مانم و از شما جدا نخواهم
 ​ شد
.
​​
بحارالانوار جلد 50
 

*****
برای من که زیاد اتفاق افتاده، شما را نمی دانم...
​هر وقت خواسته ام برای صاحب الزمان علیه السلام کاری کنم... هر چند کوچک... دنیا به من پیشنهاد فروش غلامی داده است و... چه بسیار...
​چه بسیار فرصت هایی که به ارزانی فروختم...
داریم به چهل روز تا نیمه شعبان نزدیک می شویم...

/ 6 نظر / 10 بازدید
فاطمه

سلام گلم تو رو خدا من رو ببخش دیر اومدم شرمنده روی تو ام به خدا خیلی مطلب زیبایی بود انشالله خدا ما رو از 14 معصوم هیچ گاه جدا نکنه ممنون بابت این مطلب یامهدی[گل][پلک][ماچ]

رها

سلام دوست خوبم مطلب زیبایی بود. موفق باشی.[لبخند]

رها

امام جواد (ع) آفتابي امشب از بيت رضا سر ميزند کودکي لبخند در دامان مادر ميزند آن که جودش خيره سازد چشم هر فرزانه را و آن که با علمش به جان خصم آذر ميزند ميلادامام جواد(ع) مبارک