راستی اسبم چه می شود؟؟؟

علی بن مهزیار برای دیدار امام عصر علیه السلام بیست سفر به مکه رفت...
قاصد، علی بن مهزیار را خدمت امام زمان علیه السلام آورد. او می گوید وقتی می خواستیم وارد بر محضر امام زمان شویم، گفتم: « اسبم را کجا ببندم؟!» 
قاصد در جواب او گفت: اینجا حرم قائم آل محمد است، کسی جز افراد با ایمان بدین جا راه نمی یابد و هیچ کس جز مومن از اینجا بیرون نمی رود!...
ادامه دارد...
تبصره الولی فی من رای القائم المهدی؛ سید هاشم بحرانی(با تلخیص)

بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست / بعثت سوم او واقعه ی عاشوراست

پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست / شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
فاطمه

سلام عزیزم خیلی زیبا بود خوش به حال علی بن مهزیار واقعا ببخش دیر اومدم عزیزم نت افتضاحه یامهدی[گل][ماچ][پلک]

فاطمه

هر نفسم حسینه / همه کسم حسینه عاشقم و عشق من به صد قسم حسینه ماه شبم حسینه / تاب و تبم حسینه به کوری چشم کفر ذکر لبم حسینه آقای من حسینه / مولای من حسینه مفتخرم به این که دنیای من حسینه قعود من حسینه / قیام من حسینه شکر خدا تا ابد امام من حسینه دلبر من حسینه سرور من حسینه روز جزا چه باشد؟؟؟؟محشر من حسینه حبیب من حسینه / طبیب من حسینه امام مظلوم و آن غریب من حسینه [گل][گل]

فاطمه

سرمایه ی من در دل من جا دارد زیرا دل من عشق به زهرا دارد آری به خدا شیفته ی فاطمه ام قلبم نظری ز او تمنا دارد ای کاش کند به حال من یک احسان که نگوید دل من خواهش بیجا دارد در حسرت آنم که شبی یا سحری نور بانو دل غفلت زده برپا دارد من با همه ی شوق به سویش بروم و بگویم که دلم، عشق تو زهرا دارد