مشکل گشای محشر

روزى سلمان به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله خدا گفت: اى مولاى من! تو را سوگند به خدا، از عظمت فاطمه علیه‏السلام در روز قیامت تعریفى بفرمایید.

پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله با تبسم رو به سلمان کرد و فرمود: سوگند به آن آفریدگارى که جانم در دست اوست، فاطمه علیهاالسلام را در آن روز بر ناقه ‏اى از ناقه‏ هاى بهشت سوار مى‏ کنند، جبرئیل و میکائیل به ترتیب از راست و چپ او حرکت مى‏ نمایند. امیرالمؤمنین پیشاپیش و حسن و حسین از پشت سر، وى را همراهى مى‏ کنند، تا بدین طریق فاطمه علیهاالسلام از پل‏ صراط مى‏گذرد و پس از گفتگوهاى زیاد، آنگاه خطاب مى‏رسد: فاطمه! هرچه مى‏ خواهى بخواه. دخترم عرض مى‏ کند:

اسالک ان لاتعذب محبى، و محبى عترتى بالنار، فیوحى اللَّه الیها: یا فاطمه! و عزتى و جلالى و ارتفاع مکانى، لقد آلیت على نفسى من قبل ان اخلق السموات و الارض بالفى عام ان لااعذب محبیک و محبى عترتک بالنار.
بار الهى! از تو مى ‏خواهم علاقه ‏مندان خود و فرزندانم حسن و حسین را در آتش مسوزان. خطاب مى ‏رسد: یا فاطمه! سوگند به عزت و جلالم، دو هزار سال پیش از خلق آسمانها و زمین، بر خودم لازم کرده‏ ام که این حاجت تو را برآورم.

سفینه البحار، ج 2، ص 375. 
 

در پناه صاحب الزمان

/ 2 نظر / 17 بازدید
فاطمه

سلام دوست خیلی خیلی عزیزم خیلی زیبا بود دست گلت درد نکنه بابت این مطلب زیبا یامهدی[گل][لبخند]

فاطمه

سلام وبلاگتون عالیه خوشحال میشم به منم سری بزنید لطفا اگه با تبادل لینک مواتفقید ما رو با نام منتظر لینک کنید و خبرم کنید که لینکتون کنم التماس دعا